یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور

روز شماری تا روز موعود
 
 
گروهی از منتظران !

چهل روز تا نیمه شعبان 1428 از پناه عالمیان نوشتیم
با استعانت از مولایمان تصمیم داریم به نوشتن در این مکان ادامه دهیم

روزها میگذرد و چشمانم در حسرت دیدار برق شادی در چشمانت به افق خیره مانده است خدای مهربان دلت را هر چه زودتر از غم ها رها سازد,مهربان مولای من

sobh_sa@yahoo.com

 

پیوند ها

سایت خطابه ی غدیر

الیس صبح بقریب

کرانه ی غدیر

مهر سپهر

رد پای یاس

قطره ای از دریا

گروه فرهنگی امیدواران

رسائل

ای آشنای هماره ایام بر تو سلام

همیشه با توام ...

نگار صبح

موعود رحمت

سامرا ، بقیعی دیگر

نجوای منتظران

شمیم بهار

مهدی موعود

متی ترانا و نراک

پدر مهربان

او خواهد آمد

بهار آفرینش

کوچه های بی قراری

 

مطالب اخير

"السلام علیک یا ثامن الحجج"

ریشه یابی مسئله ی ولایت در قرآن

یا علی

الوداع

هنوز دیر نیست

ماه افتتاح

یا صاحب الزمان،آجرک الله

ای از تبار خوبان

و عادتکم الاحسان و سجیتکم الکرم

اول جوانمرد عالم

 
 
 

امكانات جانبي

RSS 2.0

 
 

Weblog Themes By Pars Theme

"السلام علیک یا ثامن الحجج"

میلاد مسعود شمس الشموس،امام الرئوف حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام را به پیشگاه امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و شیعیان و محبین آن حضرت تبریک و تهنیت عرض می کنیم.

مدت هاست آرزو کردیم که جمعه،8/8/88،جشن سرور میلاد و فرج برپاکنیم...

و این جمعه نیز رو به غروب می رود و نیامدی ای از پدر مهربان تر...

 از ابتدای هفته ام

          در انتظار جمعه ام                                   

                   دوباره،صبح ظهر نه                        

                               غروب شد نیامدی...                                              

 

جمعه 1388/08/08 |

 

ریشه یابی مسئله ی ولایت در قرآن

سوال:چرا شیعه در راه اثبات عقاید خود،علاوه بر"ظاهر"،به"باطن"قرآن مراجعه می کند و باب تأویل را به روی کتاب خدا می گشاید؟

امیرالمومنین علیه السلام در خطبه ی 18 نهج البلاغه می فرمایند:

به درستی که ظاهر قرآن حَسن است و مُعجِب و باطن آن عمیق است و بی پایان.فانی نمی شود سخنان عجیبه ی آن و به نهایت نمی رسد نکته های غریبه ی آن.زائل نمی شود ظلمات شبهات مگر به انوار آیات باهرات آن."

قرآن کریم خود را چنین معرفی می کند:

"کِتابٌ أُحکِمَت آیاتُه ثمَّ فُصِّلَت مِن لَدُن حَکیمٍ خَبیرٍ"   هود:2

در یک نگاه گذارا به قرآن نه تنها این تفصیل را در ظاهرکتاب خدا نمی بینیم بلکه در بسیاری از مطالب شاهد نوعی اجمال هستیم.قرآن مجید سوال"این تفصیل در کجاست؟"را این گونه جواب می دهد:

"بَل هو آیاتُ بیّناتُ فی صُدور الَّذینَ أُتوا العِلم،وَ ما یَجحَدُ بآیاتِنا إلّا الظّالمونَ"   عنکبوت:50

پس کتاب الاهی آیات روشنی ست که در سینه ی آنانی به ودیعت نهاده شده که با ویژگی"أُتوا العِلم"ستوده شده اند.

می توانیم شاهد ترسیم روشن تری از چهره ی این اشخاص باشیم؛آنجا که قرآن مجید می فرماید:

"قُل:کَفی باللهِ شَهیداً بَینی و بَینَکُم و مَن عِندَهُ عِلمُ الکِتاب"   رعد:44

بنابر آنچه ذیل تفاسیر آمده است،مراد قطعی از این فرد علیِّ بن ابی طالب علیه السلام است.قرآن مجید در آیه ی دیگری با صراحت بیشتر آگاهی به تأویل قرآن را تنها و تنها از آن خداوند و راسخان در علم می شناسد و می فرماید:

"وَ ما یَعلَمُ تَأویلَه ألّا الله وَ الرّاسخونَ فی العلم"   آل عمران:6

امیرالمومنین علیه السلام در غرر الحکم و درر الکلم و نهج البلاغه(با مختصری تغییر)می فرمایند:

"کجایند آنان که به دروغ و ستم و از روی حسدورزی به ما_به جای آن که ما را راسخان در علم بدانند_می پندارند خود راسخ در علم اند؛در حالی که خدای سبحان مقام ما را رفیع و آنها را(که دروغ گوی ستم کننده ی حسودند)پست کرده است."

این مسئله را از دیدگاهی دیگر نیز می توان مورد نظر قرار داد.قرآن مجید در بیان شأن پیامبر صلی الله علیه و آله در کنار قرآن می فرمایند:

"وَ أنزلنا إلیکَ الذِّکرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ إلَیهِم وَ لَعَلَّهُم َِتَفَکَّرونَ"   نحل:44

یعنی پیامبر مأموریت تبیین و روشنگری و إرائه ی طریق در آیات فروفرستاده ی الاهی را دارد.

به یقین در فرصت 23 ساله ی دوران رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله با وجود مشکلات و مصائب فراوان،تبیین و روشنگری نسبت به همه ی آیات قرآن برای امّت صورت نگرفت.با رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله شأن تبیین برعهده ی چه کسی قرار گرفت؟

پاسخ و رمز این سوال را باید در روایت معروف و مشترک بین فریقین یعنی حدیث ثقلین یافت...

این کلام پیامبر صلی الله علیه و آله با تأکید بر همراهی کتاب و عترت و ضرورت تمسک به هر دو به عنوان ضمانت هدایت نشان دهنده ی آن است که قرآن مجید کتاب ارزنده ای ست که همواره در کنار خود آموزگاری را می خواهد تا به کار تبیین اهداف آن کتاب بپردازد و ضامن جلوه ی حیات و بقای آن باشد و تنها این رجال_امیرالمومنین و اولاد معصومشان_توانمندند که در جایگاه پیامبر صلی الله علیه و آله قرار گرفته و مأموریت "َلِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ إلَیهِم"را با الهام از پیامبر صلی الله علیه و آله و برخورداری از علم الاهی در گذر زمان انجام دهند.

 

پنجشنبه 1388/08/07 |

 

یا علی

چه به سرعت عمر گران مایه می گذرد و چه زیبا فرمودند پیامبر در خطبه ی تاریخی خود در روز غدیر که "وَ فی علیٍّ-والله-نَزَلَت سورةُ العَصر:بسم الله الرحمن الرحیم،والعصر،إنّ الإنسانَ لفی خسر،إلّا علیّاً الّذی آمَنَ و رَضِیَ بالحقِّ و الصَّبر."

بعد از مدت ها بی توفیقی امروز زمانی یافتم تا کمی بنویسم و دلتنگی این روزهایم را اندکی تسکین بخشم...

تا شب عید غدیر چهل شب باقی ست...چهل امین الله...ختم خطابه ی غدیر_سند حقانیت و مظلومیت امیرمومنان،یک دوره اسلام شناسی کامل،خلاصه ی بیست و سه سال زحمات پیغمبر_...

امیددارم به عنایت مولای غدیر،وبلاگمان به نمی از اقیانوس بی پایان ولایت و فضائل امیرالمومنین مزین شود...

پ.ن:

*یا اباصالح المهدی شما را به حق امیرالمومنین قسم که عنایتی...

*ای نهایت صبر!بی صبرانه...

*برای حاجتی بسیار التماس دعا دارم...بسیار!  

 

          

سه شنبه 1388/08/05 |

 

الوداع

  برای اولین بار به قصد خواندن دعای وداع ماه مبارک رمضان صحیفه ی سجادیه ی مولایم امام سجاد علیه السلام را گشودم...دعایی پرفیض و اندکی بلند...

آن قدر مناجات حضرت دل ربا ست که انسان را همراه می کند...     

اواسط دعا،سلام های امام سجاد علیه السلام به شهر الله است:

سلام بر تو،

             ای همدمی که چون روی آورد،مایه ی انس شد و شادی بخشید و چون سپری شد،وحشت افزود و متألم ساخت.

 سلام بر تو،

              چه طولانی بودی برای گنه کاران!و چه با هیبت بودی در دل مومنان.

سلام بر تو،

             که وداع با تو از روی خستگی و ترک روزه ات از سر ملامت نیست.

سلام بر تو،

              که پیش از آمدن در آرزوی تو بودیم و پیش از رفتن از اندیشه ی فراقت محزونیم.

 سلام بر تو،

              دیروز چه سخت به تو دل بسته بودیم و فردا چه بسیار به تو مشتاق خواهیم بود!

خدایا دعاهای امام سجاد علیه السلام را در حق ما مستجاب گردان:

خدایا آینده ی عمر ما را به رمضانی دیگر برسان و چون ما را به آن رساندی بر انجام عباداتی که زیبنده ی تو باشد یاری ده.

خدایا با بیرون رفتن از این ماه،ما را از گناهانمان بیرون آور و همراه خارج شدنش ما را از بدیهامان خارج ساز و ما را از خوش بخت ترین اهل این ماه به وسیله ی این ماه،از پرنصیب ترین ایشان در این ماه،از بهره مند ترین ایشان در این ماه قرار ده.

پ.ن:

*وداع ما با شهر الله امروز است...

*خدایا این ماه رمضان را آخرین ماه رمضان غیبتش قرار ده!

*اللهم عجل لولیک الفرج

یکشنبه 1388/06/29 |

 

هنوز دیر نیست

 فردی به نام حسن در بیست و چهارمین حج خود در مقابل خانه خدا به سجده رفته و مشغول دعا بود...امام عصر علیه السلام شخصی را به دنبالش می فرستند.آن فرد او را به خانه ای می برد که حضرت در آن جا حضور داشتند ...

وقتی به خانه می رسد،صدای امام زمان علیه السلام را می شنود که به او می فرمایند: 

"از پله ها بالا بیا!"

از پله ها بالا می رود وقتی به آستانه ی در می رسد امام عصر علیه السلام را می بیند...حضرت به او می فرمایند:

"یا حسن،أتُراکَ خَفیت عَلَی؟والله ما مِن وَقتٍ فی حَجِّک إلا و أنا مَعَک فیه"

آیا خیال می کنی حالات تو بر ما مخفی است؟24حج رفته بود؛حضرت فرمودند:

"هیچ موقعی نشد در حج تو مگر اینکه من در تمام اعمال حج با تو بودم،همراهت بودم،من از تو جدا نبودم،مراقبت بودم..."

  محال است که انسان در زمان غیبت مولای خویش را دعا کند و در دربار خدا فقط برای او بخواهد و حضرت توجهی نداشته باشند!!

  اگر تا امروز آن گونه که باید به وظیفیمان عمل نکردیم و از دعا برای شخصی که انبیاء و اولیاء برای ظهورش دعا کردند غافل مانده ایم؛هنوز دیر نیست...بیایید عاجزانه از خدای مهربان بخواهیم:

خدایا در ظهورامام عصرعلیه السلام تعجیل بفرما...خداوندا حتی برای لحظه ای ما را از یاد مولایمان غافل مگردان.

پ.ن:

*باز هم بر ما به خاک افتادگان درگهت

               صبح غمگین بدون حضرتت تحمیل شد

*خیلی سعی کردم که این پست در روز جمعه اینجا قرار بگیرد اما... 

 

شنبه 1388/06/28 |

 

ماه افتتاح

  در ادامه ی بحث دعا می خواهم به برخی از زمانها و مکانهایی اشاره کنم که ویژگی و فضیلت خاصی برای دعا کردن دارند... 

  از مکانهایی که دعا کردن در آن ها به اجابت نزدیک تر است حرم ائمه ی بزرگوار ماست ،در رأس این مکانهای شریف زیر قبه ی امام حسین علیه السلام است که به ما وعده ی اجابت دعا داده شده...

 

 

 

 

 

 

 

خوشا به حال شیعه ای که به قصد دعا برای رفع غربت یگانه ی دوران عازم کربلا شود و در زیر قبه ی امام حسین علیه السلام برای فرج امام عصر علیه السلام دعا کند که به یقین چنین دعایی در تعجیل فرج بسیار موثر است!

مجالس ذکر ائمه از مکانهایی است که باید غنیمت شمرد و در آن برای نازنین مولایمان دعا کرد...برای فرجش..برای سلامتیش...حوائج شیعیان و دوستدارانش...

  از زمان هایی که دعا کردن در آن به اجابت نزدیک تر است:      

هنگام اذان

بعد از نماز

هنگام غروب آفتاب

هنگام بارش باران

شب و روز جمعه

ماه مبارک رمضان

 یکی از بهترین دعاهایی که می توانیم در این چند روزه باقیمانده ی این ماه مبارک بخوانیم ،دعای پر فیض افتتاح است...چه زیباست که در این سفر روحانی دعا ،در لحظاتی که دلمان شکست دعا برای مولای غریبمان را فراموش نکنیم...

اللهمَ و صلِّ علی ولیِّ أمرِک القائمِ المومّلِ،و العدل المنتظر،و حُفّه بملائکَتِک المقرَّبین،و ایّدهُ بروحِ القُدسِ یا ربَّ العالمین.

پ.ن:

*سیدی،من لی و من یرحمنی ان لم ترحمنی؟

پنجشنبه 1388/06/26 |

 

یا صاحب الزمان،آجرک الله

خدایا در این شب ماتم دلم پرکشیده به صحن و سرایی بهشتی...قدم در کوچه هایی بگذارم که مرا به حریمی می رساند که نهایت آرزوهاست...

در راه با جمعیت روضه خوان همراه می شوم.بر لب ذکر دعا دارم تا بر حریم  مولای مظلومم برسم.

بر در بوسه می زنم،اذن طلب می کنم:

"اللهم انی وقفت علی باب من ابواب بیوت نبیّک صلی الله علیه و آله و قد منعت النّاس ان یدخلو الّا به اذنه..."

اشکهایم سرازیر می شود...به شوق زیارت قدم بر صحن می گذارم...آن قدر کوچک است که باورم نمی شود،حتی کوچک تر از صحن سقاخانه ی سلطان طوس!!هواسم را جمع می کنم که کجا قدم می گذارم؛با خود می گویم به یقین جا در پای کسی می گذارم که صاحب عزاست امشب!احساس شرم همه ی وجودم را در بر می گیرد که من کجا و قدم نهادن در جایِ پایِ دلبر کجا!!

سرم را به طرف گنبد طلا بلند می کنم و دست بر سر می گذارم و عرضه می دارم که:

" صلی الله علیک ایّها الاول المظلوم یا اخ الرسول و یا زوج البتول و یا ابی الائمه المظلوم..."

خودم را به مقابل ایوان طلا می رسانم...

ایوان نجف عجب صفایی دارد

           حیدر بنگر چه بارگاهی دارد!...

از پایین پای مبارک امیر المومنین،مولای غدیر،وارد می شوم...بسم الله و بالله...خدایا چه عظمتی!!!

آن قدر نالایق آمده ام که شرم دارم لب به سخن بگشایم...

سردر زیبای پایین پای مبارک امیرالمومنین دلم را می لرزاند...آن بالای بالا نزدیک سقف نوشته شده:

"انا مدینة العلم و علیٌ بابها"

اندکی پایین تر روی یک آینه ی بزرگ جمله ی:

"علیٌ مع الحق و الحق مع علی"

می درخشد...کافی ست نگاهم را درست به بالای در بیندازم تا بخوانم :

"علیٌ حبّه جُنّه    قسیم النار و الجَنّه    وصیُّ المصطفی حقّاً    امام الانس و الجِنّه"

بر روی سنگها به سجده می روم و خدا را شکر می کنم بابت این نعمت بزرگ...خودم را به ضریح می رسانم؛صورت بر ضریح می گذارم:

"السلام علیک یا امین الله فی ارضه..."

یقین دارم که صاحب عزا صدایم را می شنود با یک سلام از کنار آن بارگاه ملکوتی توجه قطعی آن نازنین را جلب می کنم:

"السلام علیک یا مولای یا صاحب الزمان"،

یا صاحب الزمان،آجرک الله فی مصیبت جدّک المظلوم...

پ.ن:

*یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین...

*پدرم،مولایم

        التماس دعا...

پنجشنبه 1388/06/19 |

 

ای از تبار خوبان

   السلام علیک ایّها الحقّ الحقیق،السلام علیک ایّها الشّهید الصّدیق،السلام علیک یا ابا محمد الحسن بن علی و رحمة الله و برکاتة.

 ای کریم!

   شرمنده ام که نتوانستم در روز و شب میلادتان برای عرض ارادت و تبریک به ساحت مقدستان چیزی بنویسم.

 ای غریب!

   آمده ام به درگاهتان تا ملتمسانه بخواهم که برای رفع غربت دوردانه ی مادر مظلومتان دعا کنید که روزی خواهد آمد و بر مزار شریف شما بارگاهی خواهد ساخت؛ما آن روز را به انتظار نشسته ایم یا حسن بن علی...

   تاریک بود گرچه مزارش به بقیع

             نور حسن از قبّه ی خضرا پیداست...

 

سه شنبه 1388/06/17 |

 

و عادتکم الاحسان و سجیتکم الکرم

 نه تنها امام زمان علیه السلام جوان مرد هستند بلکه پدران بزرگوار شان نیز این چنین بودند.فرزند رحمت للعالمین!

  این حکایت شیرین از امام هادی علیه السلام نشان می دهد که این بزرگوارن معدن جود و احسان و کرمند و به دوستداران خویش عنایت بسیار دارند:

  در زمان متوکل شخصی به نام عبد الرحمن در اصفهان سکونت داشت که شیعه بود.از او سوال شد که چه شد که به امامت امام هادی علیه السلام معتقد شدی؟گفت:جریانی را مشاهده کردم که سبب شد شیعه شوم...

  من مردی فقیر ولی زباندار و پرجرأت بودم.به همین جهت در یکی از سالها اهالی اصفهان مرا برگزیدند تا با گروهی برای دادخواهی نزد متوکل برویم.وقتی به آستانه ی دربار رسیدیم دستوری از جانب متوکل برای احضار علی بن محمد علیه السلام صادر شده بود.به یکی از حاضران گفتم:این مردی که دستور احضارش داده شده کیست؟آن شخص گفت:او یکی از سادات علوی ست که شیعیان به امامتش معتقدند؛من مطمئنم متوکل او را برای کشتن احضار کرده است.کنجکاو شدم.گفتم از اینجا نمی روم تا ببینم این مردی که متوکل دستور کشتنش را داده کیست؟!

  پس از مدتی دیدم که آن شخص سوار بر اسب به سمت دربار می آید.مردم طرف راست و چپش صف کشیده و به آن بزرگوار می نگریستند.همین که علی بن محمد علیه السلام را دیدم؛محبتشان در دلم افتاد و دلم برایشان سوخت.شروع کردم در دل دعا کردن:که خدا!!شرّ متوکل را از او دور کن...

  امام هادی علیه السلام در میان مرد پیش می آمدند در حالی که نظرشان به یال اسبشان بود وبه چپ و راست نگاه نمی کردند و من در دل به دعای خود مشغول بودم...همین که ایشان مقابل من رسیدند سر مبارکشان را بلند کردند؛رو به من فرمودند:

"خدا دعایت را مستجاب کند.عمرت را طولانی نماید.مال و فرزندانت را زیاد کند."   

  از هیبت حضرت به خود لرزیدم و در میان همراهانم به زمین افتادم.پرسیدند:چه شد؟گفتم:خیر است و به کسی چیزی نگفتم...

  پس از این ماجرا به اصفهان برگشتم.خداوند به برکت دعای آن حضرت راه های درآمدی بر من گشود که امروز فقط دارایی منزل من بیش از نیم ملیون درهم است!!و خداوند 10فرزند به من عطا کرده واز عمرم هفتاد و چند سال می گذرد.

  اکنون معتقد به امامت کسی هستم که از آنچه در دلم می گذشت آگاه بود وخداوند دعای او را در حقم مستجاب کرد.

  این یک نمونه از احسان امام علیه السلام است به کسی که در حق ایشان دعا کرد در حالی که در آن زمان معتقد به امامت آن حضرت هم نبود.

  اگر یک فرد معتقد به امامت و ولایت یگانه ی دوران حجت بن الحسن المهدی،در حق امام زمان خود دعا کند آن هم برای چیزی که بیش از هر چیز دیگری ایشان را مسرور می سازد_یعنی تعجیل در فرج_آیا امکان دارد این احسان از چشمان آن نازنین مخفی بماند؟!و توجه و عنایتی به دعا کننده نداشته باشند؟!

 پ.ن:

*الحمدُ لله الذی تحبَّبَ إلیَّ و هو غنیٌّ عنیّ...

دوشنبه 1388/06/16 |

 

اول جوانمرد عالم

زمان غیبت دوران امتحان و ابتلاست خیلی زمان سختی ست.یکی از دستوراتی که به ما می فرمایند این است که زیاد دعا کنیم.یک سری دعاها را هم به ما آموزش داده اند که ما نحوه ی دعا کردن بر امام زمان علیه السلام رو یاد بگیریم و به واسطه ی این دعاها سیم ارتباطیمان را با خدا و جانشین خدا در زمین حفظ کنیم.این ارتباطات ما راخیلی نگه می دارد و بسیار عاطفی ست.مهر و محبت با ولی نعمتمان در این دعاها موج می زند...

یکی از خدمتگزاران آستانه امام عصر علیه السلام می فرمایند:

"متوسل و متذکر به امام زمان علیه السلام شوید و در حق او دعا کنید!به خدا او آقا و جوانمرد است و چند برابر تلافی می کند.شما اگر خبردارشوید که کسی پشت سر درباره ی شما دعا کرده و حمایتی نموده _اگر اندک نشان آدمی و وجدان انسانی داشته باشید_تا زنده هستید می خواهید این خدمت را که او پشت سر درباره ی شما انجام داده دو برابر جزا و پاداش بدهید.

امام زمان علیه السلام اول جوانمرد عالم است!غیر از جنبه ی امامتش،جوانمردی عربی عجیبی دارد.محال است که شما در حق او دعا کنید و او در حق شما دعا نکند.محال است که شما برای گرفتاری ها و مشکلات حضرت دعا کنید و حضرت بگذارند شما در مشکلات خود بمانید "

سخن این خدمتگزار آستان مهدویت را هم عقل می پذیرد و هم شرع!

عقل می گوید که جوانمرد پاسخ جوانمردی را خواهد داد و شریعت اسلام نیز که بر پایه ی عقل بنانهاده شده،پاسخ به احسان و محبت دیگران را ضروری می داند وخدای متعال می فرماید:

"ای کسانی که ایمان آورده اید اگر کسی به شما تحیت گفت،به او پاسخی بهتر بدهید یا(لااقل پاسخی)برابر با آن."

به یقین امام عصر علیه السلام _که خدا فرجشان را نزدیک کند_این دستور الهی را پاس می دارند و خود الگوی عمل به این فرمان الهی هستند...

 

پ.ن:

*الی من یذهب العبد الا الی مولاه؟

دوشنبه 1388/06/09 |

 

پر کن دوباره کیل مرا ایها العزیز/دست من و عطای شما ایها العزیز

در اولین شب جمعه ی ماه مبارک رمضان تا به صبح ندبه کردیم که:

این فرجک القریب؟...این رحمتک الواسعه؟...

و سپیده دمان به ندبه گفتیم:

این الطالب بدم المقتول بکربلا؟...این المُضطرّ الذی یُجابُ إذا دعی؟...

مولا جان می دانم که حقیقتا "عَدمُه مِنّا" در حقّ روسیاهی چون من است؛

اما به ما گفته اند که وجود شما لطف است...و ما محتاج لطف شماییم،مولاجان!محتاج...

 

هذا یومُ الجمعَ و هو یومُک المتوقََّعُ فیه ظهورُک و الفرجُ فیه للمومنینَ علی یدیک و قتلُ الکافرینَ بسَیفک و اَنا یا مولای فیه ضَیفُک و جارُک و اَنتَ یا مولای کریمٌ من أولادِ الکِرام و مأمورٌ بالضِّیافةِ و الإجارة فَاضِفنی و أجِرنی صلواتُ الله علیک و علی أهل بیتک الطّیبین الطّاهرین.

 

این جمعه به مهمانی خدا و مهمانی شما مزیّن شده و چه مهمان نوازهایی...

خواسته ی ما این است:

                 اللهم عجل لولیک الفرج

 

جمعه 1388/06/06 |

 

المستغاث بک یا صاحب الزمان

امروز یکم با روزای دیگه ی زندگیم فرق می کنه به خاطر همین می خوام عهد نامه ای رو که همیشه دلم با خوندنش می لرزه و در پس اون آرامش عجیبیه این جا یک باره دیگه مرور کنم...

مولای مهربانم،

مهدی جان!

  می خواهم با لحظه های پر امید زیستنم را هویت بدهم و از روزمرگی های غفلت آور رها شوم می خواهم از کشتزار عمرم طلا درو کنم،پس به تابلوی زندگیم رنگ شاداب صاحب الزمان می زنم.

  برای همین خواستم عهدنامه ای با شما داشته باشم و به شما قول می دهم که محض خاطرت به آن وفادار بمانم تا بدانی که برای همیشه خاطرخواهت هستم.

**هر بار با "بسم الله "دست به غذا می برم که می دانم خدا این نعمت را صدقه سر شما به من داده است پس شایسته است پیش از اولین لقمه،دهان به دعایت باز کنم:"اللهم کن لولیک..."

**شب ها  پیش از خفتن صبح ها قبل از برخاستن،سلامت می کنم.اگر دلم گرفته بود،برایت درد دل می کنم که به یقین،شما پدر مهربان،حاظر و ناضر حالات من هستی.

**در آغاز روزم ،صندوغچه ی عاشقیم را می گشایم و برای سلامتت صدقه ای می گذارم که مقدارش مهم نیست بلکه باید از چشمه ی محبت شما جوشیده باشد.

**درطول شبانه روزم،با قرائت حداقل 50 آیه از قرآن کریم به نیابت از شما،ثواب آن را به ارواح پدرانتان هدیه می کنم.

**در هر مکان شریف و حرم الهی،شما را صاحب حرم می دانم،پس چه بهتر که دعاگو و نایب الزیاره ی شما باشم که هم سبب قبولی دعا و هم موجب فزونی ثواب زیارت است.

**چون خود را در حضورت می بینم و شاهد اعمال و افکارم می یابم؛به خاطرت که خاطر خداست،به هر صحنه ای چشم نمی دوزم،هر جا احساس دل آزاری شما باشد نمی روم،به غذایم می نگرم که از کجا آمده،به هر نغمه و آوایی گوش دل نمی سپارم؛که اخبار اعمالم موجب شادی دلت گردد،نه کدورت خاطرت!

**دعای قنوتم و ذکر سجودم را به یادت و رفع غربت و تنهایی از وجودت،معطر می کنم.

**صبح های جمعه را که روز توست،با دعای ندبه و عصر آن را با صلوات ابوالحسن ضراب اصفهانی به رنگ دلتنگی می آرایم.

**زیار عاشورا و زیارت آل یاسین را که بارها سفارش فرموده ای حداقل هفته ای یک بار قرائت می کنم.

 

  و سرانجام تمام ایام ویژه ی سال،نه فقط نیمه ی شعبان را،غنیمت شمرده،در آشنایی بیشتر خود و دیگران با شما نهایت سعیم را می نمایم و از هر فرصتی استفاده می کنم تا غافلان از شما را به محبین ات پیوند دهم و همگی را با طعم شیرین ولایت پدری مهربان و مولایی کریم دلشاد گردانم. 

پ.ن:

*مولایم،

       التماس دعا...

 

چهارشنبه 1388/06/04 |

 

اللهم طال الانتظار...

از امام صادق علیه السلام سوال شد که چرا مردم هنگام شنیدن لقب قائم بلند می شوند؟

حضرت فرمودند:

"برای اینکه امام زمان علیه السلام غیبت طولانی دارند و از بس دوستدارانشان را دوست می دارند(و مِن شدّة الرأفة الی أحبَّة)هر کس آن حضرت را با این لقب نام ببرد حضرت نگاهش می کنند.این لقبی ست که دلالت می کند بر حکومت و دولت آن حضرت و وقتی یاد قیامشان و دولتشان می افتند برای غربتشان حسرت می خورند.جزء بزرگشماری و تعظیم آن حضرت ست که بنده ی خاضع و متواضع هنگامی که می بیند مولایش به او نظر می کنند،با چشم شریف خو یش بایستد و از خداوند تعجیل در فرج آن بزرگوار را مسالت کند.

 

با هم قرار بگذاریم هر وقت لقب قائم بر زبان آورده شد از این فرصت استفاده کنیم و برای حضرت دعا کنیم.یکی از بهترین دعاها این است که بگوییم:

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"

امام رضا علیه السلام چند نسل قبل از امام زمان علیه السلام بودند؟ 4 نسل

در مجلس امام رضا علیه السلام در خراسان صحبت از امام زمان علیه السلام شد.هنگامی که واژه ی قائم به زبان آمد،حضرت بلافاصله به تمام قد ایستادند.

-چه کسی؟؟پدر بزرگ چهارم فرزندی که هنوز متولد نشده!!-

و دستان مبارکشان را روی سر شریفشان قرار دادند و فرمودند:

"اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه"

 

سه شنبه 1388/06/03 |

 

ای که روح دعایی بر گدایت کن دعایی..

خدا رو شکر که محبت یوسف مصر وجود به لطف و عنایت خودشون در قلب ما وجود داره..هر چه قدر ما نسبت به حضرت محبت داریم محبت اون عزیز به ما خیلی بیشتر و شدیدتره!!امام رضا علیه السلام فرمودند:"امام پدر مهربانِ،از مادر به طفل صغیرش با محبت تره،امام پناه مردم ِ."

  اگه ما بدون چندین کسی گرفتاری داره و مضطرّه و از ما خواسته که برای او بسیار دعا کنیم،چه قدر دعا می کنیم؟

 ·فرج امام زمان علیه السلام به دو صورت رخ می ده:

۱.فرج کلی که با ظهور ایشان صورت می پذیرد.

۲.فرج جزئی،به این معناست که تا قبل از ظهور مظفر امام عصر علیه السلام یک سری از گرفتاری ها و مشکلات حضرت و شیعیانشون به طور مقطعی بر طرف بشه.

 ·دعای ما در حق حضرت می تونه باعث:

ـ حل مشکلات و بر طرف شدن گرفتاری های حضرت و شیعیانشون بشه.

ـ فرج کلی رو نزدیک کنه.

ـ و چه بسا به برکت یک دعای خاص و خالص ،خداوند اذن فرج کلی رو  صادر کنه!!

  دعا برای ظهور امام منتظر ارزنده ترین عملی ست که از عهده ی همه ی شیعیان در هر مکان و زمانی بر می آید.

پ.ن:

 *از قبل نیمه تصمیم داشتم در رابطه با دعا در حق امام عصر علیه السلام بنویسم اما توفیقش دست نداد...

 *مطالب در رابطه با دعا ادامه داره،ان شاءالله!

یکشنبه 1388/06/01 |

 

روشن از پرتوی نورت نظری نیست که نیست

این شبها گوشه و کنار شهر چراغونیه.پرچم های یا مهدی به چشم می خوره.مردم شربت و شیرینی تعارف می کنن.همه قشر آدمی بهم تبریک عید می گن.بوی انتظار و امید به مشام جانمون می رسه.

خوشحالی این روزا با بغض گره خورده..گره!

پدر جان!

عاشقا گوشه و کنار شهر رو آذین بستن که بیایی!میلادتون رو جشن گرفتن به این امید که صاحب جشن حضور پیدا کنه..دلم خیلی گرفته تمام شادی این روز و شبها با غم دوریتون...می دونم که حقیقتا خونه دلم رو برای اومدنتون آماده نکردم اما..اما با همه ی بدی هام دلم می خواد که جشن حضور برپا کنم..دلم می خواد روی پاهاتون بیفتم و دوری چنین و چندین ساله رو ..می خوام بگم بابت همه ی بدی هام شرمنده ام..

اومدم بر در آستانتون زانو بزنم و بخوام که منو ببخشید و در گرمای وجودتون خالصم کنید..

خدایا تو خلوت خودم خدا خدا می کنم که این جمعه ...

اللهم عجل لولیک الفرج!

پنجشنبه 1388/05/15 |

 

باشد که قبول درگاهت افتد

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس

                 زین چمن سایه ی آن سرو روان ما را بس

از تولد تو بوی امید می شنوم.امید دارم که می آیی.روزها را می شمارم به آرزوی ظهورت.

با تمام نالایقی ام دعایت می کنم که همیشه سلامت باشی که بیایی!صدایت می زنم که نامت آرام جانم است.

ای آرام جانم!

   شرمنده ام که زبانم را برای خواندن نامت تطهیر نکرده ام.

   شرمنده ام که گوشم را برای شنیدن بهترین نغمه دنیا که نام توست پاک نکرده ام.

می دانم که وجود ناپاک من لایق آستان تو نیست.اما آمده ام به سویت که دستم بگیری که اجازه دهی برای همیشه خدمتگزار آستانت باشم...

پدرم جان!

   مدتی است که اینجا چیزی ننوشته ام در این ایام مبارک تصمیم گرفته ام با کسب اجازه بنویسم ازمهربانی هایتان..یاریتان..غربتتان..

                                 المستغاث بک یا صاحب الزمان

پنجشنبه 1388/05/08 |

 

پایان وبلاگ 40 روزه ی روزگار رهایی

میلاد با سعادت قطب عالم امکان امام عصر ارواحنا فداه برهمگان مبارک باد.

۴۰ روز از مهربان ترین پدر گفتیم و شنیدیم و یادش را در دل ها زنده کردیم.

روزها را شمردیم و بعد از انتظارهای فراوان چه زود شب موعود فرا رسید.

آرزو کردیم جشن میلادش را با جشن ظهور برگزار کنیم و در کنار مولایمان

 به سرور بنشینیم اما...و ما هم چنان منتظر... منتظر ظهور ... منتظر فرج...

و راستی خدایا می شود در این شب عزیز به غیبتش به غربتش به

انتظارش به نگرانی اش با بشارت ظهور خاتمه بخشی؟

اللهم عجل لولیک الفرج.

ای پدر مهربان! ای عزیز مصر وجود!

تنها آرزویمان در این شب عزیز فرج و برطرف شدن غم و اندوه شماست.در

این روزها هدفمان این بود که از مقام رفیع یاریتان سخن بگوییم و از همه

بخواهیم به یاری شما بشتابند و ما هم در حد بضاعت مزجاتمان...

البته گفتنی ها درباره ی شما بسیار است و ما تنها به همین ها بسنده

کردیم.امیدواریم که این کمترین خدمت را از ما قبول کنید و مایه ی تذکر

دوستانتان و ترغیب بیش تر منتظرانتان شود.

با تشکر و تقدیر از همه ی عزیزانی که در انجام این اثر ما را یاری کردند.

اللهم فصل علی خاتمهم و قائمهم المستورعن عوالمهم اللهم و

ادرکنا بنا ایامه و ظهوره و قیامه و اجعلنا من انصاره...

 

 

سه شنبه 1386/06/06 |

 

باز آی ای شمع دل افروز

 

    چاک شده ست آسمان ،غلغله ای ست در جهان

                                                                    عنبر و مشک می دمد ،سنجق یار می رسد

   رونق باغ می رســد ،چشــم و چراغ می رسـد

                                                                    غم به کناره می رود ،مَـه به کنار می رسد

 

     و فردا 

            شب موعود

                         است ...

 

 

دوشنبه 1386/06/05 |

 

سپیده امید

خستگی پشت چشمانم کلون آن را می کوباند اما چشمانم برای خواب راهی ندارد که به انتظار صبح باز است صدایی درون دل فریاد می کند شاید کجاوه ی یوسف نزدیک باشد کاش با اشک دیدگانم خانه را آب و جارو کنم. بوی آب بر روی خاک جلوی خانه که به استقبالش خیس شده است درون دل را خالی می کند .روشنایی ورودی در را روشن می کنم نکند تاریکی شب چشمان نازنینش را بیازارد. گل ها را شماره می کنم به تعداد تمام پله ها ی خانه است. بر روی یکی قرمز و دیگرزرد یاس ها به نشان ی مادرش کنار رزها و کوکب ها می نشینند.

خار رزها را با دست جدا می کنم مبادا خاری بر پای نازنینش ...

چشم دوخته به در نشستیم و خواندیم ضجه زدیم و ندبه سراییدیم و آل یاسین را فریاد کردیم اما...

به خاک بوسی قدومش گل ها را پخش کردیم بوییدیم و بوسیدیم و بر چشم نهادیم و می دانستیم شاید... نه حتما... که خود گفته ای بخوان و ما خواندیم و خواندیم .

و خواندیم:

نگاهم کن من فدای نگاهت صدایم کن من فدای صدایت

                                            حلالم کن ای چکیده ی رحمت سلاله ی عصمت تک سوار غریب

                                                                                                  ابا صالح ای امام غریبم...

عزیزان تا شب موعودش دو روز مانده است...

یکشنبه 1386/06/04 |

 

منتظران را به لب آمد نفس...

ای سرو قد! 

 قد برافراز که روی از بیگانه گرفته ایم و از اغیار دل شسته ایم.

ای توتیای دیده و ای نقاب بر رخ کشیده !

بگشا بند نقاب که اینک ما نیز چو قدسیان دست افشان و پای کوبان به میهمانی تو آمده ایم و به

 رسم پیشواز اسپند و کندر و عود دود کرده ایم و تهنیت گو و بشارتی در دست فرخنده ایام

حضور تو را جست و جو می کنیم.

سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات

                                                  بشنو ای پیک خبر گیر و سخن باز رسان

تا شب میلاد سه روز بیش تر نمانده است .خداکند که بیایی مهدی جان! ما همگی چشم به راه شماییم...

شنبه 1386/06/03 |